سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
79
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
كه بتوان ايشان را بمحارم نسبى ملحق نمود لذا اصالة عدم الحاق مقتضى است كه حكم ايشان با محارم نسبى متفاوت باشد . مرحوم شارح پس از نقل ايندو قول مىفرماين : مخفى نماند كه الحاق خصوص اين زنان به محارم نسبى نه غيرشان همچون محارم رضاعى و مصاهرى و فرق قائل شدن بين آنها تحكّم است بلكه يا بايد جملگى را بمحارم نسبى ملحق نموده يا همگى را از آنها جدا و در حكم متفاوت قرار داد . بلى ، ممكنست بگوئيم : نصوص وارده دلالت بر ثبوت حكم در مطلق ذات محرم دارد پس حكم وارد در اين نصوص و اخبار شامل زنان مذكور يعنى زوجه اب و ابن و موطوئه اب گرديده و بدين ترتيب ايشان در حكم مورد بحث بمحارم نسبى محلق ميباشند و اينكه غير اين زنان همچون محارم رضاعى و مصاهرى در حكم با محارم نسبى مخالف بوده و به آنها ملحق نمىباشند بواسطه دليل ديگرى است همچون اجماع و پرواضح است كه خروج ايشان از حكم مزبور بواسطه اجماع موجب نفى حكم در زنان مذكور ( زوجه ابن و ابن و موطوئه اب ) كه از معقد اجماع خارج بوده و فقهاء درباره ايشان اختلاف دارند نمىگردد . ولى آنچه هست اينكه اگر واقعا حكم در محارم رضاعى و مصاهرى اجماعى باشد حقّ همان است كه گفته شد منتهى كلام در اين استكه آيا بحسب واقع در محارم رضاعى و مصاهرى اجماع محقق بوده يا حكم در آنها نيز اختلافى است ، بايد بگوئيم اجماع مزبور قطعى و مسلّم نيست ، پس در نتيجه آنچه در حق زنان مذكور گفته شد و ترجيح داديم كه ايشان